مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی

مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی

توضیحات

مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی یکی از تحقیقات کیفی و میدانی است که به همت و تلاش تیم شهر فایل تهیه و گردآوری شده است فصل دوم مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی دارای کلید واژه های تاکیدی:

تعریف خود آسیب رسانی، اصطلاحات علمی خود آسیب رسانی، تاریخچه مطالعات خود آسیب رسانی، شیوع و ویژگی های جمعیت شناختی خود جرحی، خود جرحی و طبقات تشخیصی، طبقه بندی انواع رفتارهای خود آسیب رسانی، خود جرحی در نسخه جدید DSM، تفاوت و تشابه خود جرحی با اقدام خودکشی، خودآسیب رسانی در نوجوانان گروه های خاص، ماهیت و معنای خودآسیب رسانی در پژوهش های کیفی، مدل های علت شناسی، مدل خود تنبیهی خودجرحی، مدل کارکردی خودجرحی بدون خودکشی، مدل اجتماعی خود جرحی، مدل مازوخیسمی، مدل ضد خودکشی، عوامل خطر و محافظت کننده خود جرحی..

عوامل خطر روان شناختی، مدل تلفیقی شروع و تداوم خودجرحی، انگیزه ها و کارکردهای خودآسیب رسانی مستقیم، رابطه خود جرحی بدون خودکشی و اقدام خودکشی، عوامل همسالان و خودجرحی، تصور از خویشتن و خود جرحی، ظریه بین فردی خودکشی، مدل تنظیم هیجانی، مدل اجتناب از تجربه، مدل محیطی خود جرحی، نظریه دروازه ای، بهمراه سوابق پژوهشی داخل و خارج ایران در زمینه رفتارهای خودآسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی، فصل دوم پایان نامه مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی در 138 صفحه با فرمت word و قابل ویرایش می باشد.

💠 نوع فایل : Doc
💠تعداد صفحات : 138
💠 گارانتی بازگشت وجه دارد.
💠 رفرنس دهی استاندارد دارد.
💠 منابع فارسی و انگلیسی دارد.
💠 ارجاع و پاورقی استاندارد دارد.
💠 شماره تماس پشتیبانی: 0937 150 0937

مبانی نظری رفتارهای خودآسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی

مبانی نظری رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی

برخی از اصطلاحاتی که تا کنون برای ارجاع به خود آسیب رسانی به کار رفته اند عبارتند از: شبه-خودکشی، خودجرحی، خود جرحی بدون خودکشی، خود آسیب رسانی عمدی (DSH)، نشانگان رگ زنی ، خود زنی ظریف ، خشونت بر خود ، خود آزارگری ، خود معیوب سازی و خود تخریبی، اختلال خود شکست دهی ، خود آسیب رسانی مستقیم و خود آسیب رسانی غیر مستقیم.

اصطلاح رفتارهای خودجرحی(SIB) برای اشاره به رفتارهای خودجرحی متداول مانند بریدن، سوزاندن و خط انداختن روی بدن که با شدت خفیف تا متوسط انجام می شوند، به کار می رود. خودمعیوب سازی برای اشاره به رفتارهای شدیدی که باعث آسیب یا نقص عضو بدنی میشود مانند اخته کردن یا قطع اندام های بدن استفاده می شوند (کلیز و وندریکون،2007). خود جرحی، خودجرحی بدون خودکشی (NSSI) و خود آسیب رسانی عمدی سه اصطلاحی هستند که بیش از سایر اصطلاحات استفاده شده اند.

در حالیکه در برخی تعاریف رفتارهای خودجرحی به صورت کلی و عمومی تر دو رفتار اقدام خودکشی و خودجرحی بدون خودکشی را شامل می شود (ناک،2007)؛ اما در طبقه بندی های دیگر مثل کلونسکی (2008) خودجرحی تنها شامل خودجرحی بدون خودکشی است. در تعریف خودجرحی، عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز در نظر گرفته است؛ زیرا در برخی از فرهنگ ها برخی از انواع خود جرحی مثل قمه زدن یا سوراخ کردن بدن یا رنج دادن به خودجزو ویژگی های مطلوب فرهنگی و قابل قبول از لحاظ اجتماعی در نظر گرفته می شود.

خود آسیب رسانی عمدی (DSH) به عنوان هر گونه آسیب که به شیوه عمدی،مستقیم و آگاهانه به بدن وارد می شود،گفته می شود که ممکن است بدون انگیزه خودکشی باشد یا انگیزه واقعی رفتار نامشخص است(گراتز،2001).

تاریخچه مطالعات خود آسیب رسانی

به لحاظ تاریخی انواع مختلف خود آسیب رسانی هم در تاریخ واقعی( مثل فرماندهان جنگی)، هم در تاریخ داستان ها و ادبیات (مانند ادیپ اثر سوفوکل) و هم در متون دینی وجود داشته است یا به آن سفارش شده است و همواره مردان و زنانی بوده اند که به دلایلی مانند حفظ آبرو و ارزش شخصی، خانوادگی یا قومی و یا به دستور خدایان به بدن خود آسیب وارد کرده اند. در دهه 1930 برای اولین بار منینگر موردپژوهی هایی را با دیدگاه روان تحلیلگری درمورد رفتارهای خودآسیب رسانی ارائه کرد.

بر اساس دیدگاه کارل منینگر این گونه رفتارها نوعی خودکشی از نوع خفیف بود که با نیت تغییر انگیزه خودکشی واقعی یا جایگزینی برای آن انجام می شد و حُکم نوعی کمک به خود را داشت که ممکن بود هم در افراد بیمار و هم افراد سالم وجود داشته باشد. منینگر برخلاف رویکرد تحلیلی معتقد بود باید نسبت به این گونه رفتارها دیدگاه کل نگری داشت و نقش عوامل محیطی را هم در نظر گرفت. در مقابل در همان دوره منینگر، روانکاوان بسیاری بودند که این گونه رفتارها را صرفاً با نگاهی آسیب شناختی، روشی برای دستکاری و فریب دیگران و یا عملی برخاسته از احساس گناه نسبت به مسائل جنسی و پرخاشگری تصور می¬کردند (گیلمان،2013).

به لحاظ تاریخی بین دهه 1930 تا 1960 توجه بیشتر متخصصان به اقدام خودکشی و خودمسموم سازی متمرکز شد و رفتارهای خودآسیب رسانی از نوع خودزنی کمتر موضوع پژوهش ها بود. تصور قالب در این دوره این بود که رفتارهای خودآسیب رسانی بیشتر در زنان جذاب و منفعل طبقه متوسط جامعه وجود دارد؛ تصویری که با واقعیت فاصله زیادی داشت. هم چنین در این دوره مورد پژوهی هایی از خود آسیب رسانی چاپ شد که بر این عقیده بودند که این نوع رفتارها ممکن است محصول نیروهای محیطی و فرهنگی باشد.

شیوع و ویژگی های جمعیت شناختی خود جرحی

یافته های جمعیت شناختی درباره انواع رفتارهای آسیب به خود نشان می دهند در سالهای اخیر بروز این رفتارها بیشتر شده است. در اوایل دهه 1980 بنابر گزارش پاتیسن و کان (1983 به نقل از ولش،2006) نرخ خودآسیب رسانی در هر 100000 نفر 400 نفر بود اما در اواخر دهه 1980 این میزان به 750 نفر در 100000 نفر و در اواخر دهه 1990 به 1000 نفر در 100000 نفر افزایش یافته است. فراوانی انواع رفتارهای خودآسیب رسانی در دوره نوجوانی بیشتر از سایر دوره های تحول است. فراوانی خودآسیب رسانی بزرگسالان جمعیت عادی 4% و در نوجوانان 14% گزارش شده است (کلونسکی،2007).

همچنین نرخ خودجرحی با افزایش سن و از دوره کودکی به نوجوانی افزایش می یابد، در کودکان 10-12 ساله جمعیت عادی شیوع این رفتار 7% است درحالیکه در دوره نوجوانی در دانش آموزان دبیرستانی بین 13 تا 21% گزارش شده است(باروکاس و همکاران،2011). در یکی از اولین پژوهش ها درباره شیوع خود آسیب رسانی در نوجوانان عادی، راث و هیث ( 2002) در مدارس کشور کانادا در بخش های شهری و حاشیه شهر 440 دانش آموز را در دو مدرسه بررسی کردند. نتایج مطالعه نشان داد به رغم تفاوت قومی و تفاوت درسطوح اقتصادی-اجتماعی دانش آموزان، نرخ خودآسیب رسانی بین دو مدرسه تفاوتی با هم نداشت.

نتایج این مطالعه نشان داد در 61 نفر از دانش آموزان(14%) تجربه رفتارهای خودآسیب رسانی وجود داشت، نرخ خودجرحی در دختران 64٪ (39 نفر)و در پسران 36٪ (22 نفر) بود. شروع خودجرحی در 59٪ از شرکت کنندگان از کلاس 7 یا 8 بود، در 24٪ از کلاس ششم و یا پایین تر و در 5/11٪ از کلاس نهم بود و شایعترین روش خودجرحی از راه بریدن بود.

رفتارهای خود آسیب رسانی، خودتخریبی و خودزنی + منابع فارسی

مدل های متعددی برای تعریف و طبقه بندی خود آسیب رسانی وجود دارد. در برخی طبقه بندی ها تعریف خود آسیب رسانی بسیار گسترده در نظرگرفته شده است و حتی برخی رفتارها مثل سیگارکشیدن هم نوعی خودآسیب رسانی تلقی شده است و در برخی دیگر به صورت اختصاصی خودآسیب رسانی صرفاً براساس رفتارهایی که موجب آسیب فیزیکی به بافت های سطحی بدن است، تعریف شده است. کارل منینگر در 1983 سه نوع خود آسیب رسانی شامل روان رنجورانه، روان پریشانه، با ماهیت مذهبی و با ماهیت عضوی را از هم متمایز کرد (سیمون و هالندر،2001).

ادیب حاج باقری، محسن.، پرویزی، سرور.، صلصالی، مهوش. (1390). روش های تحقیق کیفی. تهران: انتشارات بشری
برک، لورا. (1392). روان شناسی رشد. ترجمه ی یحیی سید محمدی. تهران:‌نشر روان.
بانیفیلد. دیوید. (1393). نظریه روان پویشی برای درمانگران. ترجمه داود عرب قهستانی، فرزانه ودایع خیری و سیروس آرین.
تهران:انتشارات رشد.
پیوسته گر، مهرانگیز(1392). شیوع رفتار خودآسیبی عمدی و رابطه آن با احساس تنهایی و سبک دلبستگی در دانش آموزان دختر.
فصلنامه مطالعات روان شناختی دانشگاه الزهرا ،دوره 9، شماره 3، 29-51.

پناغی، لیلا.، احمد آبادی، زینب، پیروی. حمید. ابوالمعصومی، فریده. (13890). روند خودکشی در دانشجویان ایرانی در سال های
1381 تا 1386. فصلنامه روانپزشکی و روان شناسی بالینی. شال 16،شماره 2، 87-98.
خانزاده، محمد.، سیدیان، محمود.، حسین شاره، مهدی.، ادریسی، فروغ. (1389). ساختار عاملی و ویژگی¬های روانسنجی
پرسشنامه مشکلات تنظیم هیجانی. فصلنامه علوم رفتاری. 6 (1)، 87-96.

خسروی، زهره.، کیامنش، علیرضا.، بنی جمالی، شکوه السادات.، نیک منش، زهرا. (1387). بررسی کیفی نقش عملکرد خانواده در
بروزرفتارهای مخاطه آمیز نوجونان. فصلنامه مطالعات روان شناختی دانشگاه الزهرا. 3 (4)، 68-45.
دادستان. پریرخ. (1383). روان شناسی مرضی تحولی. تهران: تنتشارات سمت.
دورکیم، امیل. ( 1387). جامعه¬شناسی خودکشی. ترجمه نادر سا لارزاده. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی تهران

 

بخشی از منابع لاتین

Adler, P. A. (2011). The Tender Cut. New York: Willy Press.
Anestis, M., Bagge, C., Tull, M., Joiner, T. (2010). Clarifying the role of emotion dyseregulation in the
interpersonal-psychological theory of suicidal behavior in an undergraduate sample. Journal of psychiatric research, 45, 603-611.
Arnold, L. M., Auchenbach, M. B., & McElroy, S. L. (2001). Psychogenic excoriation:
Clinical features, proposed diagnostic criteria, epidemiology and approaches to treatment. CNS Drugs, 15, 351-3.
Abramson, L. Y.; Seligman, M. E. P.; Teasdale, J. D. (1978). “Learned helplessness in humans: Critique
and reformulation”. Journal of Abnormal Psychology 87 (1): 49–74.

Adrian, M., Zeman, J., Erdley, C., Lisa, L., Sim, L. (2011). Emotional Dysregulation and interpersonal
Difficulties as Risk Factors for Non suicidal Self-Injury in Adolescent Girls. Journal of Abnormal Child Psychology. 39 (2); 389-400.
Andover, M.S., Gibb, B.F. (2010). Non suicidal self-injury, attempted suicide and suicide intent among
psychiatric inpatients. Psychiatric Research, 187,101-105.
Asarnow J.R, Porta G, Spirito A, Emslie G, Clarke G, Wagner KD, et al. (2011). Suicide
attempts and non suicidal self-injury in the treatment of resistant depression in adolescents: Findings from the TORDIA study. Journal of American Academy of Child psychiatry,50(8):772-81

Abrams, L.S., Gordon, A.L. (2003). Self-harm narratives of urban and suburban young women. Affilia, 18
(4), 429-444.
Adams, J., Rodham, K., Gavin, J. (2005). Investigating the “Self” in Deliberate Self-Harm.
Qualitative Health research, 15(10), 1293-1309.
Auerbach, R. P., Kim, J. C., Chango, J. M., Spiro, W. J., Cha, C., Esterman, M., Gold, J., & Nock, M.

14,900 تومان
تعداد بازدید: 485
2 فروش 485 بازدید